>>>در تهران: لطفا به حیوانات غذا ندهید >>>در اصفهان : لطفا به حیوانات غذا بدهید ... >>>در رشت : لطفا به حیوانات ندهید ... ... ... >>>در اردبیل: لطفا غذای حیوانات را نخورید >>>درلرستان : لطفا حیوانات را نخورید >>>در قزوین: لطفا با حيوانات ور نرويد >>>در کردستان: لطفا حیوانات را نکشید >>> در کرمان: از هر گونه استعمال مواد مخدر و توزیع آن میان حیوانات خودداری فرمایید >>>در شیراز : آوردن زیرانداز، قلیان، هندوانه، قابلمه غذا و استراحت روی چمن ها ممنوع
از اینکه نگاه ها تون رو به صفحه من هدیه میکنین ممنونم
مرد داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت: - اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته می شی. مرد ایستاد و در همان لحظه آجری از بالا افتاد جلوی پاش. مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرشو نگاه کرد اما ***ی رو ندید. بهر حال نجات پیدا کرده بود. به راهش ادامه داد. به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشه باز همان صدا گفت: - ایست مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعت عجیبی از جلویش رد شد. بازم نجات پیدا کرد. مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد من فرشته نگهبان تو هستم. مرد فکری کرد و گفت: -پس اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم تو کدوم گوری بودی؟
به پشه میگن چطور زمستونها نیستی پشه میگن نه این که تابستونها خیلی تحویلم می گیرین!
آبادانیه میره تهرون سوار اتوبوس میشه، به راننده بلیط میده. راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه! آبادانیه میگه: کوکا چیشتو خوب باز کن! روش نوشته آبادان و حومه!..
به نظر شما کمک فنر ماشین بیگلی بیگلی که گوریل انگوری روش مینشست چی بود؟
سلام ممنون که به صفحه من اومدین امید وارم لحظات خوبی داشته باشین
اگه جوک قشنگ دارین تو قسمت نظرات بگین
اسمتونم بزارین تا بنویسم
نمونه
یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم. تو وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟ میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها. میپرسه فرقش چیه؟ میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز. خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا. یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود. اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن دارن حرف می زنند خبری هم از قیر داغ نیست ،می پرسه: جریان چیه؟ میگن: بابا اینجا یک روز قیر نیست ، یک روز قیف نیست ، یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!
یه روز یه پسر میره خواستگاری دختره میگه می خوام درس بخونم پسره میگه عیبی نداره یه ساعت دیگه برمی گردم
گنجیشکه با موتور تصادف میکنه.....بیهوش میشه....میندازنش تو قفس...به هوش که میاد میله ها رو میبینه ..میزنه تو سر خودش میگه خاک بر سرم شد....موتوریه مرد.....
بانمک
روز قیامت از چوپان دروغ سئوال میکنند :میگند :اسم و چوپان دروغگو جواب میده :دهقان فداکار
یک روز یک مرد یک ۲۵ تومانی رو زمین می بینه دولا مشه اون را ورداره بعد میگوزه میگه برای ۲۵ تومنی ام دزگیر گزاشتند
سلام ، امروز یک فصل جوک آماده کردم جالب هستند امیدوارم خوشتون بیاد
لره مسجد می سازه هیچ کس نمیره نماز بخونه تابلو میزنه : نماز بدون وضو ..... شکسته .... نشسته ..... ...
دریای غم ساحل ندارد. لرا همشو آسفالت کردند. ....
فيلسوف لر : زندگي مستطيل سبزيست كه سه ضلع دارد عشق و كار
يك شب تلوزبون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن
لره هر روز زنگ يك كليسا رو ميزده و در ميرفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه، يك روز پشت در كمين ميكنه، تا طرف زنگ ميزنه، خرشو ميگيره و ميپرسه چيكار داري؟ يارو حول ميشه، با تتپته ميگه: ببخشيد، حضرت عيسي هست؟!